ميرزا شمس بخارايى
74
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
است تاخته ، دو قلعهء بسيار متين را كه در ميان قلعه واقع و هر يك را با ديگرى بيست و پنج ميل فاصله است و يكى را چالاككرگان و ديگرى را ينىكرگان نام نهادهاند محاصره نموده ، پس از جنگهاى نمايان به تصرف در آورده ، يكى را طايفهء خطايى متصرف و ديگرى را قبچاقى مسخر نموده ، در آن قلاع سكنى گرفته بر استحكام قلاع مذكور بسيارى افزودند و هر طايفهاى بزرگ و رئيسى به جهت خود انتخاب كردند . پس از آن نامهها به امراى خوقند و اورگنج و شهر سبز نگاشته و آنها را نيز به معيّت خود و عصيان تكليف كردند كه متحدا به حوالى بخارا تاخته ، آنچه از دست بر آيد كوتاهى ننمايند از هر طرف بنا بر شورش نهادند . از شهرهاى ثلاثه : شهر سبز و اورگنج و خوقند جمعيّت بسيار گرد آمده بنا را به طغيان نهادند . از يك طرف خطائيان به همدستى قبچاقيها به آرزوى سلطنت برخاسته ، « 1 » لشكرى انبوه به طرف كته كرگان به حركت آمد و جنگ امير مير حيدر را كمر بستند و ايازبيگ را كه از جانب مير حيدر در آنجا بود محصور داشته ، آنچه داشت به غارت بردند . از طرف ديگر طايفهء قره قالپاق به قلعهء چپر كه در هشت فرسنگى سمرقند واقع است تاخته و آنجا را به تصرف در آوردند . غارت بسيار و اسير بىشمار به جنگ نمودند . و مير علم خان خوقندى در معيّت دانيال آتابيگ ، حكمران شهر سبز و قشون خوقند و شهر سبز با قشون اوزبيك خطايى و قبچاقى و قره قالپاق به سمرقند تاخته و غارت بسيار نموده ، سمرقند را به تصرف در آوردند . و مقارن آن حال ايلت نظر خان اورگنجى با لشكرى انبوه وارد چارجوى شده ، او نيز آنجا را غارت كرده به تصرف در آورد . و اين اخبار متواتر به سمع امير مير حيدر رسيده ، از پى چاره بر آمده ، ابتدا به سيّد ولى نعم حكمران شهر حصار و بعد از آن به حاكم بلخ و آندخوى و ميمنه و آقچه و شبرغان « 2 » نامهها نوشته ، فرمان داد كه به تعجيل تمام لشكرهاى خود را حاضر نموده خود را به بخارا به خدمت برسانند . از آن طرف حكم نمود لشكر بخارا و حوالى آن به زودى حاضر شوند . در مدّت چند
--> ( 1 ) . اساس : برخواسته . ( 2 ) . اساس : شيورگان ، با توجّه به منابع جغرافيايى تصحيح شد .